شمس سراج عفيف
477
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
بندگان زير حكومت او شدند - و كار مقطعان به جائى رسيده و بمرتبهء كشيده كه چون مقطعان از اقطاعات در حضرت ميآمدند اول در خانهء ملك شمس الدين ابو رجا ميرفتند - و او را ميديدند بعده پايبوس سلطان فيروز ميكردند - و مسكين متصرفان كارخانها هميشه در زير پاي او ميبودند - و خانجهان نيز چون اصحاب تمييز همان حكم كردى كه دران مطلوب ملك شمس الدين بودى - چون ملك شمس الدين ديد كه حضرت شاه فيروز وابستهء كمين من گشت و وزير محتاج كلام من شد و جمله مقطعان اقطاعات و عمال معاملات مطيع و منقاد من گشتند راه طمع ملك شمس الدين ( كه براي آن تعبيه كرده بود ) پيش گرفت - و درين كار از دل و جان درنشست و دست بر رشوت دراز كرد - هم بر خلق سختي كردى - و هم از خلق رشوت ستدى - دوم روز سيوم روز خالي نبودى كه حضرت شاه سليمان جاه بارانيء كسوت خاص از وجود خويش از آثار شفقت بيش دادى - آرى بو العجب اسرارى - هرانكس كه بر سلاطين امامان دين هواخواهي كند ( تا رضاي پادشاه و پيشواي ايشان پيش گيرد براي آن تا ازين چهار گوهر آبدار يك گوهر نامدار بدست آيد ) چهار طائفهءاند - يك طائفه براي آن هواخواهي كنند تا پادشاهي را مخلص باشند - و همه وقت گوهر حلالخواري تراشند - و براى قوام مملكت و نظام سلطنت مدام و على الدوام در هواخواهي كوشند - و ذرهء طمع در دلهاي ايشان نباشد - زهى